گزارش از کلاس شیرین تر از عسل(آیه ی "لایسخر..")

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    تاريخ : چهارشنبه 23 آبان 1396 | نویسنده : یکی از ما

    سلام بر بهترین بنده های خدا

    بازدید : مرتبه

    به  نام خدا

    دوستان خوب سفینه ای :

    چه قدر خوبه که وقتی مطلبی رو از وبسایت ما استفاده می کنید منبع و نام صاحب اثر رو هم ذکر می کنید.

    باز هم از امانت داری تون سپاستشویق

    تشویقمژده مژده "سفینه" به لطف خدا چند زبانه شد.
    از این پس ترجمه(به زبان انگلیسی و عربی) گزارش جشن های بنیاد سفینه رو در وبسایت ببینید.🌺🌹
    تشویق

    امید است قدمی در زمینه سازی ظهور مولایمان باشد.

    با کمال افتخار، به درخواست شما عزیزان، لینک  کانال تلگرامی بنیاد سفینه تقدیم می گردد:

    https://telegram.me/bonyadsafineh

    ضمن عرض تسلیت به همه ی هموطنان عزیز کشورمون به خاطر زلزله ی اخیر و آرزوی صبر فراوان برای بازماندگان،توجهتون رو به نکات زیر جلب می نماید:​​​​​​

    (با ما باشید!)چشمک

    موضوع :

    تاريخ : 21 آبان 1396 | نویسنده : یکی از ما

    گزارش از کلاس شیرین تر از عسل(آیه ی "لایسخر..")

    بازدید : 9 مرتبه

    دروغگوتشویق​​​​​​چون این جلسه ی کلاسمون، نزدیک اربعین بود با مقدمه ی سفر و وسایل نقلیه بحث رو شروع کردم.؛ بچه ها، هم پازل وسایل نقلیه رو درست کردند.

    تشویقبعد،همه ی بچه ها هواپیما شدند و به کربلا رفتند و به امام حسین (ع) سلام دادند.

    تشویقبعد،قصه ی جذاب عقاب مغرور رو شنیدند؛ عقابی که به پرهای قوی و چشم های تیزبین خودش می نازید و پرنده های دیگر رو که می خواستند توی مسابقه ی قوی ترین و شجاع ترین پرنده شرکت کنند رو مسخره می کرد ولی سرانجام،پلیکان که در حین مسابقه  بچه موشی که داخل آب افتاده بود و جان اون رو نجات داده بود،برنده ی قوی ترین پرنده شد؛ (بچه ها چشم هاشون رو مثل عقاب تیز کرده اند.)

    تشویقاین هم آیه ی این جلسه مون؛ در مورد مذمت مسخره کردن:

    تشویقبچه ها،از سوراخی که روی کاغذ بود به بیرون نگاه کردند و این جوری به سرزمین انگشتی ها رسیدند؛ یه کاغذی که با رنگ انگشتی با انگشت مهر زده شده بود و مربی با کمک بچه ها برای انگشت ها،چشم و بینی و دست و پا می کشید وبعد در ادامه خود بچه ها این کار رو انجام دادند:

    توی شهر انگشتی ها یکی تپل بود یکی پاهاش دراز بود یکی بینی بزرگی داشت ولی هیچ کس،کس دیگری رو مسخره نمی کرد و همه با هم مهربون بودند در حین نقاشی،ایه تکرار می شد.

    پشت یک کاسه ی یکبار مصرف،تصویر حیوانات مختلف رو کشیدیم،توی جنگل حیوانات هیچ حیوانی صدای حیوان دیگه رو مسخره نمی کرد.

    بچه ها در حین انجام بازی های مختلف،مثل گذاشتن مهره ها به صورت یک در میان آیات رو تکرار می کردند.

    بچه ها درخت های عجیب و غریب شدند؛ درختانی که هر کدام به جای میوه،یه چیز عجیب مثل شکلات،کیک،آینه اسباب بازی و...می دادند.

    همه این درخت ها با هم مهربون بودند و هیچ درختی درخت دیگه رو مسخره نمی کرد و همگی به سراغ یه درخت می رفتند و بعد از سلام دادن به او،از او درخواست می کردند که از محصول خاص خودش،به اون ها بدهد.

    بچه ها این بازی رو خیلی دوست داشتند.محبت

    مربی: مرثا نورانی



    موضوع : گروه سفینه(جشن ها ومراسمات ویژه گروه), خلاقیت, ماه محرم و صفر , پیام شادمانی(کلاس قرآن), قرآن برای کودکان, تربیت دینی, بازی و کاردستی
    نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 10:36
    برچسب‌ها :

    خبرنامه

    عضویت

    نام کاربري :
    رمز عبور :

    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها